السيد محمد حسين الطهراني
110
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
[ قرآن مسطور و قرآن ناطق ، و انسان كامل عارف به قرآن ] قرآن چيزى نيست مگر خطّى كه در ميان دو جلد طرفين آن نوشته شده و نگهدارى مىشود . با زبان سخن نمىگويد . ناچار بايد ترجمان و نظر كنندهاى در آن باشد . و اين بر عهدهء مردان خاصّى است كه در آن نظر كنند ؛ و از زبان آن و مفاد آن ، سخن به ميان آورند . در اينجا مراد از نداشتن زبان همانطوركه خود حضرت شرح مىدهد ، آنست كه فقط خطوطى است مسطور ، كه در ميان دو جلد مستور است ؛ و بايد كسى باشد كه آن را شرح دهد ، و مفاد و محتواى آن را بشناسد . همچنانكه فرمود : ذلك القرآن فاستنطقوه و لن ينطق و لكن اخبركم عنه « 1 » اينست آن قرآن ! پس او را به سخن درآوريد ! و او نمىتواند سخن بگويد ؛ و ليكن من از او خبر مىدهم . و محصّل از آنچه ذكر شد ؛ بدست آمد كه : قرآنى را كه مىخوانند و يا مىنويسند ، فقطّ صدائى است كه از حنجره بيرون مىآيد ؛ و مركّبى است كه در روى صفحه پخش مىشود . امّا حقيقت قرآن ، همان انسانى است كه در سلسلهء صعود سلوك طريق إلهى به جائى رسيده است كه قرآن را از محلّ نزولش أخذ كرده ؛ و بر أسرار ، و حقايق ، و معارف ، و أحكام ، و قصص آن واقف ، بلكه ، هيمنه و سيطره داشته باشد . و اين مقامى است عظيم ؛ و مرتبهايست عالى و رفيع كه دست احدى بدان ذروهء بلند نرسد ، مگر صاحبان مقام ولايت كلّيهء الهيّه جعلنا الله فداهم ؛ و رزقنا من بحور علومهم آمين بمحمّد و آله الطّاهرين . و اين إمام مبين ، و كتاب مبين ، و حاوى كتاب تكوين است كه در لوح محفوظ است .
--> ( 1 ) خطبهء 156 ، از نهج البلاغه ، از طبع مصر ، ج 1 ، ص 288 .